X
تبلیغات
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی - تاریخ


متقی هندی که یکی از بزرگترین دانشمندان اهل سنت است در کتاب کنز العمال جلد 12 صفحۀ 619 نقل کرده است که:

 

عن الضحاك قال : قال عمر : يا ليتني كنت كبش أهلي سمنوني ما بدا لهم ، حتى إذا كنت أسمن ما أكون زارهم بعض من يحبون فجعلوا بعضي شواء وبعضي قديدا ثم أكلوني فأخرجوني عذرة ولم أكن بشرا.

 

عمر بن الخطاب گفت: ای کاش گوسفندی بودم در خانواده ام که هر چه می خواستند مرا می پروریدند تا وقتی چاق و پروار شدم ، برخی از دوستان ایشان به دیدنشان می آمدند و قسمتی از گوشت مرا کباب کرده و قسمتی دیگر را نمک سود می کردند ، سپس مرا می خوردند و مرا به صورت عذره و مدفوع دفع می کردند ولی بشر نمی بودم.


برچسب‌ها: مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام, برائت, تبری, عمر بن الخطاب

نوشته شده در تاريخ جمعه 15 فروردین1393 توسط سید علی احمدی

کتاب شریف "اختصاص" -  تألیف مرحوم شيخ مفيد - صفحۀ 185:

 ... فرفسها برجله وكانت حاملة بابن اسمه المحسن فأسقطت المحسن من بطنها ثم لطمها فكأني أنظر إلى قرط في أذنها حين نقفت...

از امام صادق علیه السلام نقل شده است:

 ... عمر بن الخطاب علیه اللعنة به حضرت زهرا علیها السلام لگد زد در حالی که آن حضرت به فرزندش محسن علیه السلام حامله بود پس محسن علیه السلام سقط شد. سپس به صورت آن حضرت سیلی زد به طوری که گویا می بینم که گوشواره در گوش او در اثر آن ضربه شکست....   


بیاییم بیشتر غیرت خود را نشان دهیم


برچسب‌ها: حضرت محسن بن علی علیهما السلام, مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام, حضرت زهرا علیها السلام, مصائب اهل بیت علیهم السلام, مظلومیت اهل بیت علیهم السلام

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 اسفند1392 توسط سید علی احمدی

در کتاب «رسم شیدایی» تألیف «سید علی باروتیان» جلد دوم صفحۀ 97 تا 99 اینگونه آمده است:

 در کتب روایی و تاریخی شیعه و سنی نقل شده است که آسمان در روز عاشورا خون گریست. با یک مراجعۀ سطحی به کتب روایی می توانید این روایات را به صورت متعدد مشاهده کنید. اما جالب اینجاست که در یکی از کتاب های تاریخی انگلیس که از منابع تاریخی آنگلوساکسون به شمار می رود بر این موضوع صحه گذاشته شده است.

کتاب «تاریخ آنگلوساکسون» که یکی از مهمترین منابع تاریخی به جای مانده از قرون وسطی به شمار می رود توسط «مایکل جیمز سوانتون» از انگلیسی قدیم به انگلیسی امروز ترجمه و ویرایش شده است.

این کتاب در سال 1996 میلادی توسط آقای ج.م.دنت در انگلستان منتشر شد و در سال 1998 توسط آقای سوانتون، پروفسور مطالعات قرون وسطی در دانشگاه اکستر در ایالت نیویورک آمریکا، ترجمه و ویرایش شد و توسط همین دانشگاه تجدید چاپ شد. این ترجمه کامل ترین و مطمئن ترین ترجمۀ موجود از این نوشتار است. در صفحۀ 38 این کتاب چنین عبارتی آمده است:

685: Here in Britain there was Bloody rain, and milk and butter were turned to blood.

«سال 685 میلادی: این جا در سرزمین بریتانیا، آسمان خون بارید و شیر و کره به خون تبدیل شد (و رنگ آن سرخ شد.)»

آدرسهای زیر مربوط به صفحۀ مورد نظر در کتاب «تاریخ آنگلوساکسون» است.


http://598.ir/files/fa/news/1389/10/29/1029_657.jpg


http://www.britannia.com/history/docs/676-99.html


لازم به ذکر است که سال 685 میلادی مطابق با سال 61 هجری قمری است که واقعۀ عاشورا در آن سال اتفاق افتاده است.

«محمد هنرمندی»، ویراستار کتاب «رسم شیدایی»، دربارۀ کتاب «تاریخ آنگلوساکسون» می نویسد:

این کتاب به فرمان شاه آلفرد کبیر در حدود 890 میلادی گردآوری شد و تا اواسط قرن دوازدهم توسط مورخین مختلف وقایع سال های بعد به آن افزوده شد. این کتاب کامل ترین سند تاریخ بریتانیا از آغاز تا دورۀ حکمفرمایی پادشاه استفن در سال 1154 میلادی محسوب می شود.   


برچسب‌ها: روز عاشورا, خون باریدن آسمان, فضایل اهل بیت علیهم السلام

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 دی1392 توسط سید علی احمدی

روایت زیر در کتاب شریف تفسیر عیاشی جلد ا صفحۀ 200 حدیث 152 آمده است:

عن عبدالصمد بن بشیر عن أبی عبدالله علیه السلام قال: تدرون مات النبی صلی الله علیه و آله أو قتل؟ إن الله یقول: "أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابکم" فسم قبل الموت إنهما سقتاه (سمتاه) قبل الموت فقلنا إنهما و أبوهما شر من خلق الله.

مرحوم عیاشی علیه الرحمة از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت فرمودند: آیا می دانید که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا کشته شد و به شهادت رسید؟ خداوند می فرماید: " آیا اگر آن حضرت بمیرد یا کشته شود دوباره به اعقاب و جاهلیت خود برمی گردید؟" سپس امام صادق علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قبل از مرگ مسموم شد و آن دو زن یعنی عایشه و حفصه علیهما اللعنة آن حضرت را قبل از مرگ مسموم کردند. پس ما گفتیم: آن دو زن و پدرانشان یعنی ابوبکر و عمر علیهما اللعنة بدترین مخلوقات خداوند هستند.   


برچسب‌ها: شهادت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم, مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام, عایشه و حفصه

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 10 دی1392 توسط سید علی احمدی
در روز اول ماه ذی الحجة درسال نهم هجرت ابوبکر ازتبلیغ سوره برائت عزل شد. سپس پیامبر(صلی الله علیه وآله) امیرالمومنین (علیه السلام) را روانه فرمود که آیات برائت را از ابوبکربگیرد و خود براهل مکه قرائت فرماید .(1)آغاز ماجرا این بود که درسال 9 ھ  پیامبر(صلی الله علیه وآله) ابوبکر را به مکه فرستاد تا آیات اوایل سوره برائت را برکفار بخواند. پس از رفتن او جبرئیل نازل شد: یا رسول الله ادای این امرباید به دست شما یا به دست مردی که از شماست انجام شود. به روایت دیگر: باید علی از جانب تو تبلیغ کند.(2)

پیامبر(صلی الله علیه وآله) امیرالمومنین (علیه السلام) را که به منزله جانش بود معین کردند وبه او فرمودند: شتاب کن و آیات را ازابوبکر بگیر و درموسم حج برمردمان قرائت کن.ابوبکر به مدینه بازگشت وبه پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرض کرد: مرا برای کاری لایق دانستی که دیگران مشتاق آن بودند ولی مقداری که رفتم مرا معزول نمودی؟ حضرت فرمود: من تو را عزل نکردم بلکه خدا تورا عزل کرده است. امیرالمومنین (علیه السلام) آیات را درسه روز ایام تشریق رد منی که مجمع کفار و مشرکین بود واز بغض وعداوت علی آکنده بودند هرصبح وشام همراه با فرمایشات پیامبر(صلی الله علیه وآله) برمردم قرائت می نمود  و سپس به مدینه مراجعت فرمود.

__________________________


1- مصباح المتهجد: ص 613. اقبال: ج 2 ص 36.
2- بحارالانوار: ج 21 ص 273-274، ج 35 ص 295. ج 95 ص 190. غایة المرام: ج 5 ص 48.

به نقل از سایت شیعه نیوز


برچسب‌ها: فضائل اهل بیت علیهم السلام, مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 مهر1392 توسط سید علی احمدی

علامه مجلسي از علي بن ابراهيم قمي روايت مي كند : چون قارون به انكار موسي و تكذيب نبوتش برخاست و از پرداخت زكات مال امتناع ورزيد و به موسي تهمت زد ، موسي به حضرت حق شكايت كرد ، حق تعالي فرمود : آسمان ها و زمين را فرمان دادم تو را اطاعت كنند ، هر فرماني مي خواهي به آنان بده .
موسي به سوي خانه قارون روان شد ، در حالي كه قارون به كارمندانش امر كرده بود درهاي قصرش را به روي موسي ببندند . موسي هنگامي كه به قصر قارون رسيد و ديد درها را به رويش بسته اند ، اشاره اي به درها كرد ، پس همه درها باز شدند . چون قارون نگاهش به موسي افتاد ، دانست كه موسي با عذاب آمده ، عرضه داشت : اي موسي ! از تو مي خواهم به حق خويشاوندي و قرابتي كه ميان من و توست به من رحم كني . موسي گفت : اي فرزند لاوي ! با من سخن مگوي كه سودي براي تو ندارد . پس به زمين خطاب كرد : قارون را بگير . پس قصر با آن چه در آن بود به زمين فرو رفت . قارون در آن حال گريست و باز به موسي به حق خويشاوندي و قرابت سوگند داد . ولي موسي پاسخ گفت : اي فرزند لاوي ! با من سخن مگوي . قارون گرچه استغاثه كرد ، ولي موسي كه از حركات ناهنجار او دلش سوخته بود به استغاثه او جواب نداد ، موسي پس از هلاكت قارون به محل مناجات خود رفت . . . حق تعالي به او فرمود : اي موسي ! قارون و قومش به تو استغاثه نمودند ، ولي تو به فرياد آنان نرسيدي ، به عزت و جلالم سوگند اگر به من رو آورده بود به فريادش مي رسيدم ولي چون تو را خواند و به تو متوسل شد او را به تو واگذاشتم !!
حق تعالي گفت : قارون زار زار *** خواند اي موسي تو را هفتاد بار
تو ندادي هيچ بار او را جواب *** گر به زاري يك رهم كردي خطاب
شاخ شرك از جان او بركندمي *** خلعت دين در سرش افكندمي
كردي اي موسي به صد دردش هلاك *** خاكسارش سر فرو دادي به خاك
گر تو او را آفريده بوده اي *** در عذابش آرميده بوده اي
آنكه بر بي رحمتان رحمت كند *** اهل رحمت را ولي نعمت كند
هست درياهاي فضلش بي دريغ *** در بر آن جرمها يك اشك ميغ
هركه را باشد چنان بخشايشي *** كي تغير آرد از آلايشي
هركه او عيب گنهكاران كند *** خويش را از خيل جباران كند. (1)

********************

1- عطار نيشابوري ، منطق الطير ، حكايت موسي و قارون .

________________________________

به نقل از کتاب عبرت از استاد حسین انصاریان



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 3 شهریور1392 توسط سید علی احمدی
مرحوم ابن شهر آشوب رضوان الله علیه در کتاب مناقب آل ابی طالب جلد 1 صفحۀ 382 و دیگران نقل کرده اند  که:

أبو نعيم الفضل بن دكين باسناده عن حريث قال : ان عليا لم يقم مرة على المنبر إلا قال في آخر كلامه قبل أن ينزل : ما زلت مظلوما منذ قبض الله نبيه .

ابونعیم فضل بن دکین به اسنادش از حریث نقل کرده است که او گفت: علی علیه السلام هر بار منبر می رفتند پیش از آن که از منبر پایین بیایند در پایان کلام خود می فرمودند: از وقتی که خداوند پیامبر خود را قبض روح کرد من مظلوم بوده و هستم.


برچسب‌ها: فضائل اهل بیت علیهم السلام, مظلومیت اهل بیت علیهم السلام

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 فروردین1392 توسط سید علی احمدی
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که:

وكان سبب وفاتها : أن قنفذا مولى عمر لكزها بنعل السيف بأمره ، فأسقطت محسنا ومرضت من ذلك مرضا شديدا ، ولم تدع أحدا ممن آذاها يدخل عليها .

 سبب شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها اين بوده است كه قنفذ غلام عمر به دستور او ، آن حضرت را با غلاف شمشيرش زد . و اين سبب شد كه محسن سقط شود و حضرت زهرا شديدا مريض شوند . در مدتي كه مريض بودند ، به هيچ يك از آناني را كه او را اذيت كرده بودند ، اجازۀ ملاقات نداد .

 دلائل الإمامة ج 2 ، عنه بحار الأنوار : 8 / 230 - 232 ( ط الكمپاني ) ، 30 / 290 - 295 . 2 . مثالب النواصب : 371 - 374 ، 418 - 419 . 3 . الصراط المستقيم : 3 / 25 . 4 . مطارح النظر في شرح الباب الحادي عشر : 109 .


برچسب‌ها: شهادت حضرت زهرا علیها السلام, حضرت زهرا علیها السلام, مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 4 فروردین1392 توسط سید علی احمدی
...واخذ خاتمه بجدل بن سليم الكلبي‌ وقطع اصبعه ع مع الخاتم و هذااخذه المختار فقطع يديه ورجليه وتركه يتشحط في دمه حتي هلك...

ترجمه:
... و بجدل بن سلیم کلبی انگشتر آن حضرت علیه السلام را گرفت و انگشت آن حضرت را همراه با انگشتر قطع کرد و او همان کسی است که مختار او را گرفت و دستها و پاهای او را قطع کرد و رهایش کرد و او در خون خود غوطه ور بود تا هلاک شد....

به نقل از کتاب شریف اللهوف سید بن طاووس

برچسب‌ها: حضرت امام حسین علیه السلام

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 اسفند1391 توسط سید علی احمدی
...مجلسي از بعضي از اصحاب، از محمد بن شهر آشوب و غير او مطلبي را نقل كرده كه مطابق با حديث منقول از حضرت صادق عليه السلام است و آن حديث چنين است كه مجلسي فرموده: در كتاب عقدالدرر از يكي از اصحاب ديدم كه روايت كرده به اسنادش از علي بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از حسن بن محبوب از ابن زيات از حضرت صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود: صهاك كنيز عبدالمطلب بود و صاحب كفل، شترچران و از اهل حبشه. اين كنيز به نكاح مايل بود، نفيل جد عمر او را خواست و عاشق او شد، در چراگاه شتران با صهاك نزديكي كرد. صهاك به دختري به نام حنتمه باردار شد. چون حنتمه را زاييد از اهل و نزديكان ترسيد، او را در پارچه اي پشمين پيچيد و بين حشم داران مكه انداخت. هشام بن مغيره بن وليد او را پيدا كرد و به منزلش برد و تربيت كرد و او را حنتمه نام گذاشت.

و اخلاق عرب بود كه هر كس يتيمي را بزرگ مي كرد او را به فرزندي مي گرفت. چون حنتمه بزرگ شد خطاب به او نظر انداخت و ميل كرد و ارا از هشام خواستگار شد و با او تزويج كرد و عمر از او متولد. پس خطاب پدر و جد مادري و دايي عمر است و حنتمه مادر و خواهر و عمه اوست و در اين معني شعري به حضرت صادق عليه السلام نسبت داده شده است....

(بر روی ادامۀ مطلب کلیک کنید.)


برچسب‌ها: مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام, عمر بن الخطاب لعنه الله, نسب عمر بن الخطاب لعنه الله

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1 بهمن1391 توسط سید علی احمدی

عمر شب جمعه خواب ديد كه خروس سرخ رنگي او را با نوك خود يك يا دو يا سه بار زده است، عمر كه جهل محض بود و به قول خودش زنهاي پشت پرده از او داناترند خواب را براي اسماء بنت عميس نقل كرد و تعبيرش را از او خواست، اسماء گفت:
تو را يك مرد عجمي خواهد كشت و خواب عمر روز ششم تعبير شد و روز چهارشنبه بدست ابولولو رحمه الله فارسي به قتل رسيد (1)
از اين كه عمر خواب ديد كه خروس سرخ رنگي او را نوك زد و خود نتوانست خوابش را تعبير كند و از زني به نام اسماء بنت عميس پرسيد و او خوابش را تعبير نمود كه مرد عجمي تو را خواهد كشت چه اين كه خروس در خواب به مرد با غيرت تعبير مي‌شود.

*********************

1- حكمت عيدالزهراء ص 176 به نقل از حيوه الحيوان دميري ج 1 ص 492

_______________________________

به نقل از کتاب مرد غيرتمند ايراني (سيري در زندگاني ابولؤلؤ)      نوشته مهدي آقابابائي


برچسب‌ها: مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام, جناب أبولؤلؤ رحمه الله, عمر بن الخطاب لعنه الله, عیدالزهراء علیها السلام

نوشته شده در تاريخ شنبه 30 دی1391 توسط سید علی احمدی

در كتاب بيت الاحزان ص 165 آمده است:
«ابن ابي الحديد خبري را درباره‌ي «هبار بن اسود» مي‌آورد و مي‌نويسد:
رسول خدا صلي الله عليْه و آله و سلم در روز فتح مكه خون هبار بن اسود را مباح فرمود، زيرا هبار زينب دختر رسول خدا صلي الله عليْه و آله و سلم را با نيزه ترسانيده بود، زينب كه در كجاوه مي‌رفت و حامله بود، از ترس آن نيزه، جنينش را سقط كرد.
سپس ابن ابي الحديد مي‌گويد:
اين خبر را براي استادم ابو جعفر نقيب خواندم. وي گفت:
… وقتي رسول خدا صلي الله عليْه و آله و سلم خون هبار را براي ترساندن دخترش زينب كه موجب سقط جنين او گرديد، مباح مي‌كند، چنين به نظر مي‌آيد كه اگر رسول خدا صلي الله عليْه و آله و سلم زنده مي‌بود خون آن كس (عمر) را كه دختر ديگرش حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را ترسانده و موجب سقط جنينش (محسن بن علي عليهما السلام) شده را مباح مي‌نمود.
ابن ابي الحديد مي‌گويد:
از استادم سوال كردم آيا اين سخن را مي‌توانم از شما روايت كنم؟
او گفت:
روايت كن اما نه از قول من».(1)

*********************

1- بيت الاحزان ص 165، زيور عرش الهي ص 98 و آسياب تبري ص 32 و33

_________________________________

به نقل از کتاب مرد غيرتمند ايراني (سيري در زندگاني ابولؤلؤ)      نوشته مهدي آقابابائي


برچسب‌ها: مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام, جناب أبولؤلؤ رحمه الله, عمر بن الخطاب لعنه الله, عیدالزهراء علیها السلام

نوشته شده در تاريخ شنبه 30 دی1391 توسط سید علی احمدی

كتاب مجالس المومنين ج 1 ص 87 و 88 در ذكر كاشان مي‌نويسد:
اهل كاشان ابولولو رحمه الله را قاتل عمر مي‌دانند وقتي عمر را كشت گريخت و اهل كاشان به واسطه محبت به خاندان رسالت عليْهم‌السلام او را تعظيم و تكريم نمودند و از شر دشمنان محافظت كردند تا اين كه در كاشان از دنيا رفت. مزار او در داخل شهر كاشان است.
به واسطه‌ي اين كاري كه انجام داده او را بابا شجاع الدين مي‌نامند. چه اين كه هر كس دشمن دين را به قتل برساند او شجاع الدين است و «بابا» اگر چه در لغت به معني پدر است ولي كسي كه كار عظيمي انجام دهد او را بابا مي‌نامند و عمر بن خطاب در نظر اهل كاشان همچون ابوبكر در نظر اهل سبزوار خوار و بي‌اعتبار است از اين رو ملا حيرتي گفته:
خوارم اندر ولايت قزوين
چون عمر در ولايت كاشان
شيعه را اين اعتقاد است كه ابولولو رحمه الله از شيعيان خلص اميرالمومنين عليْه السلام است.

_________________________________

به نقل از کتاب مرد غيرتمند ايراني (سيري در زندگاني ابولؤلؤ)      نوشته مهدي آقابابائي


برچسب‌ها: مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام, جناب أبولؤلؤ رحمه الله, عمر بن الخطاب لعنه الله, عیدالزهراء علیها السلام

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 دی1391 توسط سید علی احمدی

مرحوم افندي در كتاب «رياض العلماء » مي‌نويسد:
فيروز ابولولو رحمه الله از بزرگان مسلمانان و مجاهدان آنها و از پيروان خالص حضرت اميرالمومنان عليْه السلام بوده است از اين رو بعضي‌ها نوشته‌اند كه انگيزه‌ي تصميم ابولولو رحمه الله بر قتل عمر بن الخطاب يك امر اعتقادي و حمايت از خاندان رسالت عليْهمالسلام بوده است، چه اين كه او داستان سقيفه، غصب خلافت از اميرالمومنان عليْه السلام و غصب فدك از حضرت زهرا سلام الله عليها و اهانت و هتك حرمت به خاندان رسالت عليْهمالسلام و شهادت صديقه طاهره سلام الله عليها بر اثر ضربت عمر بن الخطاب و شهادت حضرت محسن عليْه السلام و ديگر ظلم و ستمش بر اهل بيت عصمت و طهارت عليْهمالسلام را از برادرش ذكوان كه عالم مدينه بوده و از ديگران شنيده بود، ابولولو رحمه الله كه سواد خواندن و نوشتن داشت، روزي به عمر بن الخطاب نوشت كه:
(كسي كه بر مولايش عصيان و حقش و ملكش را غصب كند و همسرش را بزند و به شهادت برساند و هتاكي نمايد … جزايش چيست؟!
عمر بن الخطاب نوشت: «چنين كسي واجب القتل است». وقتي جواب عمر به دست ابولولو رحمه الله رسيد، تصميم بر قتل او گرفت، زماني كه به قصد قتل عمر با او روبرو شد به عمر بن الخطاب گفت:
تو چرا بر مولايت اميرالمومنان عليْه السلام عصيان و خلافتش را غصب و فدك كه حق فاطمه‌ي زهرا سلام الله عليها بوده غصب كردي و او و محسنش را كشتي و ظلم و ستم و هتك حرمت به خاندان رسالت عليْهم‌السلام نمودي؟ و آنگاه با چند ضربه كارد شكم عمر را دريد و به جهنم واصل كرد.
چه نيكو گفت شاه شجاع:
ابولولو عجب كاري نموده
در شادي به قلب ما گشوده
درك را عرضه كرده بر ابا حفص
به اين كارش ز شيعه دل ربوده
بهشتي شد ابولولو به اين كار
اميرالمومنين مدحش نموده

__________________________________

به نقل از کتاب مرد غيرتمند ايراني (سيري در زندگاني ابولؤلؤ)      نوشته مهدي آقابابائي


برچسب‌ها: مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام, جناب أبولؤلؤ رحمه الله, عمر بن الخطاب لعنه الله, عیدالزهراء علیها السلام

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 دی1391 توسط سید علی احمدی

صاحب رجب برسي حلي در كتاب «مشارق انوار اليقين في حقايق كشف اسرار اميرالمومنين عليْه السلام» در باب تتمه‌ي اسرار اميرالمومنان عليْه السلام از محمد بن سنان نقل كرده است كه روزي حضرت علي عليْه السلام به عمر بن خطاب فرمود:
«اي مغرور! همانا تو را در دنيا كشته‌ي زخم بنده‌ي ام معمر مي‌بينم كه به جور و جفا بر او حكم كرده ا ي پس او تو را با توفيق الهي خواهد كشت و به آن وسيله علي رغم ميل تو وارد بهشت مي‌شود ».
ابولولو رحمه الله داراي جلالت قدر و مورد توجه حضرت علي عليْه السلام بوده است و قدر و منزلت ابولولو رحمه الله همان بس كه نفرين حضرت صديقه‌ي طاهره سلام الله عليها به عمر بن خطاب زماني كه قباله‌ي فدك را پاره كرد، بدست ابولولو رحمه الله اجرا شد.(1)

1- حكمت عيد الزهراء سلام الله عليها صص 179 و 180

______________________________

به نقل از کتاب مرد غيرتمند ايراني (سيري در زندگاني ابولؤلؤ)      نوشته مهدي آقابابائي


برچسب‌ها: مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام, جناب أبولؤلؤ رحمه الله, عمر بن الخطاب لعنه الله, عیدالزهراء علیها السلام

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 دی1391 توسط سید علی احمدی